حسن حسن زاده آملى

299

هزار و يك كلمه (فارسى)

وجه دوم اعجاز قرآن آن است كه اخبار غيب بسيار را متضمّن است مثل الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ . فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ و ساير آيات كه هريك در محلّ خود ذكر خواهد شد ان شاء الله و اين معجزه منحصر است به همان آياتى كه خبر غيب دارد و شامل تمام سور و آيات قرآنى نمىشود بلى بودن اين اخبار غيب در بعضى آيات دليل بر صدق آن حضرت است در تمام آيات . وجه سيم اين‌كه قرآن اختلاف ندارد و خدا مىفرمايد : وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً و اين اعجاز در مجموع قرآن است نه در هر سوره زيرا كه اختلاف نداشتن يك سوره معجز نيست . وجه چهارم اين‌كه مشتمل بر محلّ عبرت از اخبار گذشتگان و حقايق علوم الهيّه و معارف روحانى و سياست دينى و قواعد اجتماعى است با اينكه حضرت پيغمبر درس نخوانده و استاد نديده چنان كه در قرآن مىفرمايد : وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ هيچ قاعده محكم و برهان صحيح و حجّت قاطع در معارف الهيّه نيست الا اينكه در قرآن موجود است چنان كه از مطالعهء اين تفسير و ساير تفاسير آشكارا مىشود و كسى نمىتواند احتمال بدهد كه قرآن را بدون وحى و بدون تحصيل علوم پيش استاد توان تأليف نمود و البتّه وقتى دانستيم به تعليم نبوده بايد گفت به وحى و شرح اين مفصل خواهد آمد ان شاء الله . وجه پنجم بسيارى امور است كه در زمان نزول قرآن براى حكما معلوم نبوده و در اين ازمنهء اخير كشف كرده‌اند و معذلك در قرآن به آن اشاره شده مثل وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ ( سوره حجر آيه 22 ) يعنى بادها را آبستن‌كننده فرستاديم و در سوره رعد آيه 3 مىفرمايد : وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يعنى از همهء ميوه‌ها در آن آفريد جفت دودانه . و اين اكتشاف جديد است كه نباتات نيز مانند حيوانات نر و ماده دارند و ماده از نر آبستن مىشود و وسيلهء آبستن كردن باد است كه گرد را كه به منزلهء نطفه است از نر برداشته به ماده مىرساند و در زمانهاى سابق اينها را نمىدانستند و در تفسير اين آيات متحيّر بودند . و نيز در آيه 89 سوره نمل مىفرمايد : وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ